تبليغاتX
جستار

 

نگو جایی نداری بروی

این سه مترونیم حیاط  خانه ات را هم

درست ندیده ای

دنیا را که نمی توان

در هوای حلزونی این اتاق

سبک ،سنگین کرد

دیوارهای این جهان سر به فـلک هم که برکشد

بیش از این پرده های کیپ عرصه بر نگاه تو تنگ نمی کنند

 

پرنده ای که پر می کشد از آشیـان

نه آدرسی دارد،

نه شماره پروازی

نه قرار ملاقاتی...

شاخه هیچ درخت ونرده هیچ بالکنی را نیز

به نامش ثبت نکرده اند

بی نام و نشان تر از پرنده که نیستی

این هوای ملس هم که ازفرط زلالی وصافی میانش بکس وباد می کند

 

خوشبختانه ارث پدری هیچ ... نیست

در انتظار چه نشسته ای ؟

زمان علف خرس نیست عزیزم

هر ثانیه حرام شده اش را باید حساب پس بدهی

حواست نباشد

همین ساعت لکنته دیواری

به نیش عقربه های تیزش

تو را و

اشتیاق مرا

به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند

وچشمهایت را می برد

مانند دوتمبر باطل نشده قدیمی

در آلبومی کپک زده می چسباند

 

نگو کسی به فکرت نیست

ونامت را دنیا از یاد برده است

شاید

دنیا

تویی ومن

ونام ما مهم نیست در جریده عالم

 با حروف درشت چاپ شود

همین که جانانه بر لبی جاری شود

تا ابدیت خواهد رفت

عباس صفاری(کتاب کبریت خیس)
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 6:20 توسط محمد حسینی |

نوشته کریستوفرپتن - فرماندار هنگ کنگ از 1992 تا 1997

 

"داشتن یک مجمع قانونگذاری که آزادانه انتخاب شده باشد بدون وجود مطبوعات آزاد برای گزارش فعالیت های آن بی فایده است . اگر شما نتوانید دولت ها و دولتمردان را مورد سوال قرار دهید به زودی دارای دولتی بد ، فاسد ، زورگو، مستبد و شاید ستم پیشه خواهید شد . برعکس، در جایی که می توان پرسش ها رامطرح کرد، در جایی که تفکرات متنوع و سالم وجود دارد، در جایی که مشت اشخاص بزرگ  و پنهان کار فاش می شود، در آنجا شما می توانید دولتی پاسخگو و دولتی شایسته تر داشته باشد

هیچکس، حتی خود مطبوعات، مدعی نیست که آزادی مطبوعات یک امر کمال مطلوب است. با وجود این بدون مطبوعات آزاد ما دچاردردسر می شویم. همانگونه که ادوارد مارو قبل از این که عصر تلویزیون به صورت واقعی تکوین پیدا کند، می نویسد، خوب است به خاطر بیاوریم که آزادی از طریق مطبوعات چیزی است که جلوتر از همه چیز می آید

آزادی از طریق مطبوعات، عبارت خوبی است. چگونه جامعه ای می تواند ادعای آزادی کند، بدون این که بشود گفت در آن جامعه چه می گذرد؟ ؟ از طریق آزادی مطبوعات است که بسیاری دیگر از خصوصیات جامعه آزاد زندگی و معنا پیدا می کنند. بعد از همه تاملات به این نتیجه می توان رسید که انتخاب یک مجلس قانون گذاری، اگر کسی نتواند فعالیت های آن را گزارش دهد فاقد معنا است . بدون جریان آزاد اندیشه ها ، بدون برخورد مستمر عقاید، عقاید گوناگون، چگونه می توانیم امید دستیابی به  حقیقت را داشته باشیم؟ ، اندیشه ها باید در گفت و گوی آزاد به محک زده شوند تا بتوانیم ببینیم تا چه حد دوام می آورند، تا حقیقت را از غیر حقیقت تشخیص دهیم . چگونه جامعه ای که این آزادی را ندارد می تواند ادعا کند جامعه ای آزاد است ؟

انتخاب پاکیزه و آزادانه یک مجلس قانون گذاری متکی به خود یکی از ستون های آزاد است که هنگ کنگ آن را گرامی می دارد ولی منحصر به فرد نیست . مطبوعات آزاد به نوبه خود ازهمان درجه اهمیت برخوردارند . همانگونه که می بینید . این آزادی ها با یکدیگر در ارتباطند. آسیب به یکی از آنها به دیگری نیز آسیب می رساند . تقویت یکی باعث استحکام دیگری خواهد شد

هیچ فایده ای از انتخاب آزادانه یک مجلس قانون گذاری ،بدون وجود مطبوعات آزاد برای گزارش فعالیت های آن حاصل نمی شود. اگر نتوانید دولتمردان و دولت ها را مورد سؤال قرار دهید، بزودی نه تنها با دولتی بد ، بلکه با دولتی فاسد، مستبد و شاید ستم پیشه رویرو  خواهید شد . برعکس، در جایی که می توان پرسش ها رامطرح کرد، در جایی که تفکرات متنوع و سالم وجود دارد، در جایی که مشت اشخاص بزرگ  و پنهانکار فاش می شود، در آنجا شما توانید دولتی پاسخگو و دولتی شایسته تر داشته باشد

خودکامگان این مطلب را از همه بهتر درک می کنند . آنها می دانند که در صورت امکان گزارش ، نقد و افشای اقدامات انجام شد ه درروزنامه و تلویزیون، و بدتر از همه با به طنز کشیدن این اقدامات، نمی توانند مردم را برای مدت طولانی سرکوب کنند. دیکتاتورها و خودکامگان براحتی طنز و شوخی را تحمل نمی کنند.

بنابراین آزادی بیان اولین چیزی است که رژیم های خودکامه سعی در سرکوب آن دارند .آنها کارشان را با فریب مردم شروع می کنند و با فریب خودشان آن را به پایان می رسانند.

برای جوامع آزاد جای این خوشبختی وجود دارد ، که آنها موج آینده را تشکیل نمی دهند، زیرا طبق یک ضرب المثل : "شما می توانید بعضی از مردم را برای مدتی فریب دهید .ولی نمی توانید همه را همیشه بفریبید. خبر خوش این است که فریب مردم حتی برای یک مدت موقت هم دارد سخت تر می شود

در حالی که 40 یا 50 سال پیش تصور می شد تحولات اجتماعی ، تکنولوژی واقتصاد می تواند به استحکام کنترل دولت ها کمک کند ، امروزه چنین به نظر می رسد که عکس این مطلب صادق است. امروز اطلاعات و افکار به صورتی آزادانه تر و گسترده تر مبادله می شوند

شما باید برای سانسورچی امروزی احساس تأسف کنید. او می تواند یک جمله را حذف کند، او می تواند پاراگراف ها را پس و پیش کند، اما هر روز تعداد بیشتری از مردم به ماهواره و ویدئو دسترسی پیدامی کنند. درست است که شما می توانید آنتن های ماهواره ای و ویدئو ها را ممنوع کنید اما هیچ کس تصور نمی کند که بتوانید این کار را برای یک مدت طولانی انجام دهید و در همین خلال ، تعداد بیشتری از مردم به سوی آنتن های ماهواره ای جذب می شوند و افراد بیشتری به دیدن آنچه را که شما ممنوع کرده اید روی می آورند .

تاماس جفرسن زمانی گفت: "آزادی ما به آزادی مطبوعات وابسته است و این آزادی بدون

این که از دست برود قابل محدود شدن نیست  

.

.

.

این چیزی است که در هر جامعه ای مصداق دارد.

http://usinfo.state.gov/dd/per_democracy_dialogues/per_free_press/per_free_press_words_essay.html

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط محمد حسینی |

به نقل ازwww.jadidnews

انتخاب سو‍ژه؛
زاویه دید؛
جمع آوري اطلاعات؛
تنظيم ساختار خبر؛
نوشتن و
دوباره نوشتن (ويرايش نهایی).‏

فرآيند نوشتن فرآيند «رفت و برگشت» است؛ يعني نمي شود به همين ترتيبي كه گفته شد اول سوژه داشته ‏باشيد، بعد اطلاعات جمع آوري كنيد و بعد خبرتان را بنويسيد. گاهي اوقات شايد مجبور شويد پس از مرحله جمع ‏آوري اطلاعات و موقع نوشتن خبر به اطلاعات جدیدی نیاز پیدا کنید.‏

گاهي اوقات ممكن است اصل خبر را در جريان نوشتن كشف كنيد. گاهي حتي ممكن است بعد از نوشتن خبر ‏دوباره برگردید به مرحله اول و حتي سوژه خود را تغيير بدهيد و موضوع ديگري را برجسته كنيد. ‏


به همین دلیل، نبايد از پاك كردن و تغيير آنچه نوشته‌ايد واهمه داشته باشيد.‏

يكی از اساتید رويترز مي گويد، «خبرتان را روي سنگ نمي نويسيد كه نتوانيد آن را تصحيح كنيد.»‏

 

 

انتخاب سوژه

افکارتان را رها کنید و هر چه را به فکرتان می رسد روی کاغذ بیاورید.‏

یکی از بهترین کارها برای پیدا کردن یک سوژه خوب گپ زدن و گفت و گو با همکاران‌تان است. ممکن است ‏آنها اطلاعات ارزنده‌اي داشته باشند و بتوانید بر اساس آن یک خبر خوب تهیه کنید.‏

بخش هایی از یک کتاب:
چه طور یک خبر پیدا کنیم؟

بخش زیادی از اخبار روز خبرهایی است که از قبل ‏می‌دانستیم قرار است اتفاق بیفتند، مثل نشستی خبری در ‏دولت، دیدار مقامات خارجی، اطلاعیه‌های سالانه شرکت‌ها ‏و اعلام حکم دادگاه‌ها. این‌ها را می‌شود در تقویمی روزانه ‏نوشت و هر سرویسی باید یکی از این تقویم‌های روزانه ‏داشته باشد.‏


 

زاویه دید ‏

برای پوشش خبر می‌شود از زوایای بسیار گوناگونی وارد شد. نشریات برای انتخاب زاویه دید تمایلات ‏مخاطبان را در نظر می‌گیرند. به این ترتیب، چیزی که برای نشریه ای جالب است ممکن است برای نشریه‌ای ‏دیگر اصلاً اهمیت نداشته باشد.‏

در پوشش انتخابات، اگر برای نشریه زنان کار می‌کنید طبیعتا ‏باید روی آن دسته از اظهارنظرهای نامزدها متمرکز بشوید که درباره وضعیت زنان است. در یک نشریه ‏کارگری باید روی مسایل کارگرها متمرکز بشوید و اگر در روزنامه ای محلی کار می‌کنید می‌توانید ببینید ‏نامزدها برای شهر کوچک شما چه برنامه‌هایی دارند. همچنین در یک روزنامه همه خوان ممکن است به دنبال ‏زندگی پشت پرده نماینده‌ها باشید.‏

برای پوشش اخبار دنباله‌دار (مثل انتخابات یا درگیری ها، مثلا فعالیت‌های هسته‌ای ایران) همیشه به ‏دنبال تازه‌ترین تحولات باشید یا تلاش کنید ابعادی را پیدا کنید که دیگران هنوز به آن نپرداخته‌اند. در سقوط یک ‏هواپیما می‌توانید با نگاه های مختلف خبرهای مختلفی بنویسید. مثلا، خبری صرفا درباره
‏- علت سقوط چه بوده است؛‏
‏- دولت درباره علت سقوط اطلاعات متناقض می‌دهد؛
‏- هواپیمایی که سقوط کرده بالاترین آمار سقوط را در بین هواپیماها دارد؛
‏- تحریم باعث شده بخشی از ناوگان هوایی کشور بدون استفاده بماند...‏


نکته: لید را بر اساس زاویه‌ای که به خبر نگاه می‌کنید بنویسید. بقیه خبر هم باید حول همان محور باشد. ‏

اگر در نشستی خبری وزیر راه راجع به علت سقوط هواپیما گفته و همچنین قدری هم راجع به وضعیت ‏فرودگاه‌های کشور صحبت کرده تصمیم بگیرید قصد دارید درباره علت سقوط هواپیما بنویسید یا درباره وضعیت ‏فرودگاه‌ها.‏

آناتومی:
تمرین خبر درباره تعیین جنسیت جنین در هند

فرض کنید خبرنگار روزنامه محلی پیون تایمز، روزنامه‌ای محلی در ماهاراشتارا هستید. تلفن زنگ می زند و خانمی پشت خط می‌گوید مسوول امور هماهنگی ستاد مبارزه با تعیین جنسیت جنین است.


 

جمع آوری اطلاعات برای نوشتن یک خبر

اطلاعات جمع کنید تا ارزشش را داشته باشد خبرتان را بخوانند. تحقیق کنید، با آدم های مختلف صحبت کنید ‏‏(مصاحبه کنید)، منابع و مدارک جمع کنید.‏

سعي كنيد بفهميد موضوع چيست. مثلاً اگر كنفرانسي درباره ايدز برگزار شده است فقط ننويسيد، كنفرانس ايدز با ‏حضور كارشناسان برگزار شد. سعي كنيد بفهميد موضوع اصلي كه ذهن همه شركت كننده‌ها را پر كرده چيست. ‏مثلاً اين كه همه تلاش مي‌كنند تا در اين كنفرانس كاري بكنند تا صدا و سيما و روزنامه‌ها بي‌پرده درباره راه‌هاي ‏جلوگيري از گسترش ايدز صحبت بكنند.‏

يا اگر يك كنفرانس باستان‌شناسي با حضور باستان‌شناسان خارجي در ايران بر پا شده، به جاي اين كه فقط خبر ‏بدهيد چنين كنفرانسي برپا شده، بنويسيد كه باستان‌شناسان خارجي قرار است پس از سال‌ها دوباره به ايران بيايند و ‏دولت قول داده شرايط كار را براي آنها مهيا كند.‏

براي جمع آوري اطلاعات و پيدا كردن خبرها از تحريريه خارج بشويد و به حوزه‌های‌تان دایم سرك بكشيد. قصه ‏گوها (راوی‌ها) آنهایی هستند که توي كوچه و خیابان می‌گردند. آنهایی که فقط پشت میز تحريريه می‌نشینند ‏نمي‌توانند خبر خوب بنويسند و مهم‌تر از همه نمي‌توانند بفهمند ماجرا چيست.‏

توصیه رویترز: از آنهایی نشوید که فقط پشت میز می نشینند.‏

قبل از کنفرانس و بعد از آن حضور داشته باشید. بهترین خبرها اغلب «لبه» کنفرانس‌ها و نشست‌ها رخ می دهد؛ ‏يعني قبل و بعد از آن، جایی که آدم ها پشت میکروفون نیستند و راحت‌تر صحبت می کنند. کنفرانس‌ها همچنین ‏جای خیلی خوبی برای پیدا کردن منابع خبر (آدم‌ها) و ایجاد ارتباطات هستند.‏

باز هم یادتان باشد اولین نفر باشید که وارد نشست‌ها و کنفرانس‌ها می‌شوید و آخرین نفر هم باشید که محل را ترک ‏کنید. تا می توانید پرسه بزنید و بپلکید.‏

دنبال رنگ باشید. دنبال جزییاتی که به خواننده می گوید آنجا چطور بود. جزییاتی که باعث می شود خواننده به ‏خبرتان بچسبد و آن را رها نکند. اگر هواپیمایی سقوط کرده، از چیزهایی بگویید که این ور و آن ور پراکنده شده ‏و البته با ذکر جزئیات؛ یک صندلی نیمه سوخته، چمدان شکسته، عروسک له شده و ... ‏

دیوید فینکل از روزنامه واشنگتن پست می گوید، «به جای این که بنویسید بیمار شیزوفرنی صداهای عجیب و ‏غریب می شنید بنویسید آن صداها چه بود. مثلاً بنويسيد او می شنید: «برو همسرت را بکش.»»‏

نکته: مثل مورچه که دانه جمع می کند اطلاعات‌تان را جمع کنید خیلی وقت‌ها اگر همان لحظه مشاهدات را ‏ننویسید، دیگر در خبرتان از آن مشاهدات خبری نخواهد بود. با هر که صحبت می زنید، جزئیات قیافه‌اش و ‏لباسش را هم یادداشت کنید. اگر در دفتر کارش با او صحبت می کنید، توضیح دهید دفترش چطور جایی است. ‏مثلاً دو تا مجسمه افریقایی دارد یا همه مدارک تحصیلی اش را به دیوار زده و ...‏

فقط حواستان باشد جزئیاتی که در خبرتان می‌آورید باید به نحوی با آنچه می‌خواهید مرتبط باشد. اگر در سقوط یک ‏هواپیما عروسک له شده به بار ابعاد انسانی ماجرا می‌افزاید. اگر بنویسید یک شاهد عینی که کاپشن سبز پوشیده ‏بود گفت سه جسد را از داخل هواپیما بیرون کشیده، رنگ لباس او کمکی به توصیف بهتر ماجرا نمی‌کند. اما اگر ‏بنویسید یک شاهد عینی که روی دستانش خونین بود و صورتش خاک گرفته بود گفت سه جسد را از داخل هواپیم ‏بیرون کشیده به بار دراماتیک ماجرا افزوده‌اید.‏

 

ساختار خبرتان را طرح ریزی کنید

ساده تر است اول فکر کنید و بعد بنویسید.‏

بهتر است قبل از نوشتن قدری زمان بگذارید.‏

روی عناصری متمرکز بشوید که موضوع را جذاب و گیرا می کند. مثلاً این که چه رویدادی تازه رخ داده و ‏ارزش نوشتن دارد. ارزش‌های خبری را در فکرتان مرور کنید. چه چیزی غیر معمولی یا متفاوت است یا خلاصه ‏نوشتن درباره‌اش جذاب است. آیا خبر درباره یک درگیری است. یا از یک شخصیت برجسته صحبت در میان ‏است. آیا خبر راجع به دارویی برای درمان سرما خوردگی است که جدیداً کشف شده.‏

بعد درباره لید تصمیم بگیرید، و این که در متن خبر از کدام نقل قول ها و از کدام بخش از پیشینه‌ها و اطلاعات ‏پیرامونی که جمع آوری کرده اید استفاده کنید تا خبرتان «قابل فهم» شود.‏

زیر جملات کلیدی مصاحبه‌ها(‏
golden quotes‏) خط بکشید.‏

فهرستی از چیزهایی که می خواهید در خبر بگنجانید تهیه کنید. مثلاً اگر خبر درباره زلزله است، تعداد کشته ‏شده‌ها، مفقود شده‌ها، مجروح‌ها، مقدار کمک‌ها، نوع کمک‌ها، وضعیت بهداشت، ...‏

نکته: از خودتان بپرسید: «خب، کی چی؟» «چه چیزی اینجا تازه رخ داده که می خواهم آن را گزارش کنم؟» این ‏خبر اصلاً درباره چی هست؟» خود را به جای خواننده بگذارید: «چرا دارم این خبر را می خوانم؟» «چرا باید این ‏خبر برای خواننده جذاب باشد؟» ‏

آناتومی:
خبر به روایت شهرزاد قصه گو

قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره ‏دور و برمان بدانیم قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد ...


 

نوشتن

برای نوشتن خبر احتیاج به یک نخ دارید. مثل دانه های مروارید که می توانید با نخ آن ها را به هم وصل کنید و ‏گردن بند درست کنید.‏

دانه‌های مروارید می تواند، تکه‌های اطلاعات جدید، نقل قول ها، پیشینه و رنگ باشد و نخ می زاویه دیدتان. ‏

مثلاً دولت ازبکستان دارد آمار کشته شده های مربوط به سرکوب مسلمان ها را اشتباه اعلام می کند. در این خبر ‏اطلاعات جدید درباره تعداد کشته شده‌ها و اظهار نظرهای دولتی و سازمان های مستقل می‌تواند دانه‌های مروارید ‏باشد و این که دولت دارد آمار کشته‌ شده‌ها را اشتباه اعلام می‌کند همان نخ یا محوری که حول آن تکه‌های ‏اطلاعات را به هم می‌دوزید.‏

وقتی نخ را پیدا کنید، بقیه خبر خودش دوخته می شود.‏

نکته: پروسه نوشتن خبر پروسه خطی از نقطه الف به نقطه ب نیست. مثل هنرمندی که روی بوم سفید نقاشی ‏می‌کند خبرتان ر ابنویسید، اول طراحی، بعد رنگ اولیه، شاید تغییر دوباره برخی از نقش ها و سرانجام دستی به ‏سر و روی کار بکشید. فکر کنید، بنویسید، ویرایش کنید، دوباره فکر کنید، بنویسید، ...‏

خبر را با نوشتن کشف کنید.‏

‏ اجازه بدهید خبر از مغزتان تراوش کند، نه از روی یادداشت‌هایتان. یادداشت‌ها را کنار بگذارید. قدری فکر کنید ‏و شروع کنید به نوشتن.‏

به خودتان بگویید،«خبر در ذهن من است، نه در دفتر یادداشت من.»‏

از دفتر یادداشت تان استفاده کنید. اما بیشتر برای چک کردن. ‏

ساول پت، یکی از گزارشگرهای آسوشیتدپرس می گوید، «خوب نوشتن یعنی رها بودن، یعنی راحت بودن، فضا ‏داشتن.» او همچنین می گوید،«خوب نوشتن یعنی ارضا کردن این حس که آدم یک ماجرا را بتواند بیان کند.» ‏

 

دوباره نوشتن

دبیر شما با خبری که به دستش می دهید مهارت شما را تخمین می زند. پس، همیشه وقتی خبرتان را تحویل بدهید ‏که کارتان تمام شده باشد که ویرایش نهایی را انجام داده باشید.‏

وقتی خبرتان را نوشتید، اگر وقت دارید، چند دقیقه ای آن را رها کنید. بعد، دوباره آن را بخوانید. سعی کنید تا می ‏توانید جملات را ساده و شفاف کنید. سعی کنید به لحاظ دستور زبان و دیکته آن را ویرایش کنید. اسامی آدم ها و ‏مکان ها را چک کنید. سعی کنید تا می توانید خبرتان را روان کنید.‏

از خود بپرسید: آیا لید آن قدر جذاب هست که خواننده را درون مطلب بکشاند؟ ‏
خود را جای خواننده بگذارید. آیا سؤالی هست که به آن پاسخ نداده باشید؟ ‏

جرج اورول در کتاب سیاست و زبان انگلیسی می نویسد، «یک نویسنده دقیق و سخت گیر در هر جمله ای که می ‏نویسد لااقل از خودش چهار چیز را سؤال می کند، «قصد داشتم چه بگویم؟ چه کلماتی آن را بیان می کند؟ چه ‏تصویر یا اصطلاحی آن را شفاف تر و دقیق تر بیان خواهد کرد؟ آیا تصویری که داده ام آن قدر تازه و بکر هست ‏که تاثیرگذار باشد؟» به این سئوالات باید این دو سئوال را هم اضافه کرد، «یا می توانم آن را ساده تر بیان کنم؟ آیا ‏چیز زشتی نگفته‌ام؟» که این آخری احتمالا به ادب انگلیسی ها مربوط می شود.‏

نکته:
این خبر مال شما است!

هیچ وقت خبرتان را دست کس دیگری ندهید که آن را درست کند. هیچ کسی نباید بیشتر از خود شما برای کارتان وقت صرف کند و انرژی بگذارد و قرار باشد که حواسش از شما جمع تر باشد.

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 2:7 توسط محمد حسینی |

سكولاريسم از جمله موضوعاتى است كه از منظرهاى مختلف مى توان بدان پرداخت. در اين نوشتار، بنيان هاى دنياگرايى و آن هم از منظر تأثيرگذارترين فيلسوف غربى، ايمانوئل كانت، مطمح نظر است. كانت در نقد عقل محض با تأكيد بر محدوديت شناخت آدمى و در نقد عقل عملى با فروكاستن دين در حد دين طبيعى يا اخلاق از منظر فلسفى پايه گذار مدرنيته و سكولاريسم لقب گرفته است. در دين طبيعى موردنظر كانت بر مؤلفه هاى ذيل تأكيد شده است: درونى و فردى بودن دين، تأكيد بر وجود كليساى نامرئى، الگوناپذيرى رفتارهاى اخلاقى، عدم امكان متهم ساختن افراد به كفر و ارتداد، و بالاخره خدا به مثابه يك فرض تلقى شده است. كوتاه سخن، كانت بر استقلال آدمى در تبيين طبيعت و استقلال اخلاق در حوزه عمل و غايات آدمى تأكيد كرده است كه اين در واقع چيزى جز دنياگرايى نيست.

 

دنيوى شدن (سكولاريزاسيون) پيشينه درازى دارد، اما اولين بار اين واژه در معاهده وست فالى در سال 1648 به كار رفت. به موجب اين معاهده، سرزمين هاى تحت نظارت كليسا زير سلطه اقتدار سياسى غيرروحانى قرار گرفت. اما به مرور زمان دامنه آن بسط يافت و دنيوى شدن تمام حوزه هاى مهم حيات بشرى اعم از فرهنگى، اقتصادى و سياسى و جز آن را در برگرفت. از اين پس، بخش هايى از جامعه و فرهنگ از اقتدار نهادهاى دينى خارج شد، مناسك و آيين هاى دينى اهميت اجتماعى خود را از دست داد، ارزش هاى جامعه دگرگون شد و ارزش هاى بديل، به جاى آنها نشست و يكباره امور ماوراى طبيعت از جمله خدا جايگاه و منزلت خود را از دست داد. دنيوى شدن يك روند تاريخى است كه زمينه هاى اجتماعى، فرهنگى و دينى بسيارى دارد. در اين فرايند، علم بدون توجه به اصول جزمى كليسا به كار خود ادامه داد و گرايشى در جهت پايه گذارى همه چيز اعم از سياست، علم و فرهنگ بر مبناى روش هاى انسانى، دنيوى و جهانى پديد آمد. در اين دوره، فلاسفه الهيات را به انسان شناسى تقليل دادند و دين ويژگى خود را به عنوان تنها راه فهميدن از دست داد. ديگر انسان چونان خدا يا موجودى معصوم تقديس نمى شد و به محدوديت هاى عقل بشرى توجه بيشترى مبذول شد. به طور كلى، عقلانيت، تفكر انتقادى، ثبات علمى و استقلال فكرى از جمله نتايج دنيوى شدن است. بازگشت به خود و نوخواهى، حذف ميانجى ميان خدا و انسان، دموكراسى، علم پرستى، عقل گرايى، ليبراليسم، اومانيسم، ناسيوناليسم و مدرنيسم هر يك نسبتى با دنيوى شدن دارند.

از نظر پيتر برگر، فرايند عقلانى شدن كه جامع تمام موارد پيش گفته است، عامل اصلى دنيوى شدن محسوب مى شود و بحران باورپذيرى را به وجود مى آورد. چنان كه ذكر شد، دنيوى شدن اولين بار در حوزه اقتصاد رخ داد و در آن يك منطقه آزاد از دين پديد آمد و سپس به سياست تسرى يافت و حكومت از آن پس مشروعيت خود را مرهون دين ندانست. دنيوى شدن در عرصه دين و نهادهاى وابسته به آن به دو شكل متصور است; يكى ترك و رها كردن نهادهاى دينى از قبيل كليسا، و ديگرى هضم نهادهاى دينى در جامعه و از بين رفتن محتواى دينى آنها.

در آغاز بحث بايد اين نكته را متذكر شوم كه دنيوى شدن به رغم شباهت هاى بسيارى كه با دنياگرايى (سكولاريسم)، تقدس زدايى، روحانيت زدايى و مسيحيت زدايى دارد، متفاوت از همه آنها است. چنان كه گفتيم، دنيوى شدن يك روند تاريخى با مبدأ زمانى معين است، در حالى كه دنياگرايى يك ايدئولوژى است كه طرفداران آن آگاهانه ماوراى طبيعت و نهادهاى مربوط به آن را انكار مى كنند. دنياگرايى از زمانى آغاز شد كه رابطه علم و دين رو به تيرگى و خصومت گذاشت. جورج ژاكوب هوليوك، نويسنده كتاب اصول دنياگرايى مهم ترين اصل دنياگرايى را «تلاش براى پيشرفت بشر با بهره گيرى صرف از وسايل مادى» مى داند (تأملاتى جامعه شناسانه درباره سكولارشدن، جليلى، ص13). يكى ديگر از تفاوت هاى دنيوى شدن با دنياگرايى اين است كه دومى نگرش منفى ترى نسبت به دين دارد، در حالى كه دنيوى شدن يك نوع موضع گيرى در مقابل رويكرد افراطى اى است كه به مافوق طبيعت و آن جهان بيشتر اهتمام مىورزد. از اين رو، رو كردن به اين جهان يا به اين عصر، كه ريشه در واژه لاتينى Seculm دارد، مشخصه بارز اين فرايند است. در اين فرايند، نيروهاى قدسى و فوق طبيعى جاى خود را به دستاوردهاى بشرى مى دهد.

با اين كه كانت ذيل دنياگرايى بحثى نكرده، در تمام آثار او خاصه در كتب مربوط به حوزه عقل عملى به ويژه كتاب دين در محدوده عقل تنها بنيان هاى دنياگرايى به خوبى مشهود است. پرسش هاى بسيارى در اين خصوص مطرح است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم. فلسفه كانت اعم از نظرى و عملى چه نقشى در پيدايى و ترويج تفكر سكولار ايفا كرده است؟ كدام يك از افكار وى راه دنياگرايى راهموار كرده ، و زمينه ساز تفكرات متفكران بعدى شده است؟ به طور مشخص تفكر كانت در اين خصوص بر افكار چه اشخاص يا نحله هاى فكرى تاثيرگذار بوده است؟ افكارى نظير اخلاق جهانى ـ كه هانس كونگ مروج آن است ـ يا معنويت و اخلاق منهاى دين كه در عصر حاضر طرفداران بى شمارى دارد، به چه ميزان و به چه شكل از كانت تأثير پذيرفته است؟ مباحث مطرح در زمينه پلوراليزم دينى چه نسبتى با سكولاريسم و بالمآل با تفكر كانت در اين خصوص دارد؟ در اين نوشته، تنها به پاسخ سؤال نخست بسنده مى كنم. سؤال نخست اين بود كه فلسفه كانت اعم از نظرى و عملى چه نقشى در پيدايى و ترويج تفكر سكولار يا دنياگرايى ايفا كرده است؟ ابتدا خلاصه اى از ديدگاه هاى كانت در نقد عقل محض و ارتباط آن با دنياگرايى را پى مى گيرم و آنگاه به آثار كانت در زمينه نقد عقل عملى خواهم پرداخت.

برگرفته ازمرکز مطالعات وتحقیقات ادیان ومذاهب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 4:20 توسط محمد حسینی |

در جهان امروز، رسانه ها جایگاهی بسیار ویژه دارند، تاجایی که می توانند در سرنوشت سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و اقتصادی کشورها نقشی تعیین گر ایفا کنند. پیکار رسانه ای، امپریالیسم رسانه ای، قدرت رسانه ای و عباراتی از این دست، بیانگر گستره تاثیرگذاری این پدیده در جوامع امروز بشری است. در کشورهای پیش رفته، صاحبان سرمایه و قدرت به سراغ رسانه می روند و در فرایندی پسخوراندی، با رسانه بر تاثیر قدرت و ثروت خود می افزایند. آن ها در این راه برای موفقیت بیشتر از شیوه های علمی بهره می جویند. از همین روست که تخصص هایی چون روان شناسی رسانه ای و یا جامعه شناسی رسانه ها، به شتاب در حال گستردگی است. در کشورهای توسعه نیافته که گرایش های توتالیتری و میل به خودکامگی در آن ها بروز دارد، رسانه ها همه در خدمت حاکمیت برای تبلیغ و شستشوی مغزی هستند. هرچند از جهت علمی و با توجه به روح زمان و تغییرات جهانی امکان انحصار رسانه ای چون سابق وجود ندارد، اما به هر صورت چه در گذشته و چه در حال این سیاست رسانه ای توان تاثیرگذاری دراز مدت بر مخاطبان به گونه ای عمیق نداشته است و ندارد که تحلیل علمی آن در حوصله این نوشتار نیست. کشورهای ایدئولوژیک بلوک شرق پیشین، آیینه تمام نمای چنین سیاست رسانه ای بوده اند. حال این پرسش پیش می آید که بین آزادی رسانه ای که خود به خود صاحبان قدرت اقتصادی توان تصاحب آن را دارند و محدودیت رسانه دولتی که در اختیار صاحبان قدرت سیاسی است چه حالت سومی می تواند باشد. این بحث قابل چالش از دیدگاههای مختلف است، اما تنها به یک راه حل که در برخی کشورهای اروپایی اتخاذ می گردد، اشاره می کنم. دولت دموکراتیک باید به گونه ای برنامه ریزی کند که اقلیت های قومی، سیاسی، مذهبی و یا گروهی که بنا به هر عقیده ای تشکیل یافته است، امکان استفاده از رسانه ها برای ارتباط با مخاطبانشان را بیابند. مثلا کانال هایی از تلویزیون به قیمت ارزان برای ساعاتی در اختیار آن ها گذاشته شود و یا سوبسیدی برای انتشار مجله دریافت دارند. این پدیده نشانگر یک جامعه مردمسالارانه و تکثرگرا است که راه را بر انحصار گرایی می بندد. البته شاید الگوی آرمانی برای این رویکرد یافت نشود، اما به یقین برخی جوامع در این راستا تحول یافته اند. به عنوان مثال چندی پیش گونترگراس نویسنده صاحب نام آلمانی که برنده نوبل ادبیات نیز گردیده است و برخی آثارش به فارسی ترجمه شده است، به همراه نویسنده دیگری، خواستند تا در یک برنامه رسانه ای، پیرامون دیدگاه های خود سخن گویند. از آن جا که این دو، ناقد سیاست های تجاوزگرانه و نژادپرستانه اسراییل هستند، در کل فرانسه و آلمان نتوانستند یک کانال تلویزیونی یا رادیویی صاحب نام را راضی کنند که این فرصت را در اختیار آن ها بگذارد.  در نهایت یک کانال رادیویی محلی حاضر شد که برنامه ای را به آن ها اختصاص دهد. سپس با کمک مطبوعات همسو، دیدگاه های آن ها از طریق این پایگاه رسانه ای پخش گردید. هرچند این مثال تبعیض سیاسی برای یک دگراندیش را نشان می دهد، اما شاهد یک حداقل حق رسانه ای است.

چندی پیش پانزده ملوان انگلیسی توسط نیروهای نظامی ایران دستگیر شدند و سپس بعد از مدتی کوتاه آزاد گردیدند. به هیچ روی نمی خواهم وارد بحث سیاسی در این مورد شوم، فقط می خواهم به واکنش رسانه ای در قبال این مساله اشاره نمایم.

در تمام مدت این مساله جزو چند خبر اول مهم ترین رسانه های جهانی از کانال تلویزیون و رادیو گرفته تا پایگاه های خبر رسانی اینترنتی و نشریات معتبر قرار گرفت و افکار جهانی را به این مساله معطوف داشت. حال من در این جا به چند خبر درگیری نظامی در برخی کشورها اشاره می کنم:

الف) ترکیه: در سه سال گذشته بیش از هزار نفر در کردستان ترکیه، در اثر درگیری ارتش این کشور با سازمان جانشین PKK، که خودرا  کنگراگله می خواند، کشته شده اند.

ب) کلمبیا: چریک های مارکسیست گروه FARK با دولت این کشور همچنان در جنگ است (از سال 1964) این جنگهمچنان از دو طرف کشته می گیرد.

پ) کنگو: پس از جنگ داخلی (از سال 1997 تا سال 2003) دولت دموکرات کنگو و قسمت بزرگی از آفریقای مرکزی دچار ناآرامی گردید. در اثر تعارض های قومی و سیاسی کشورهای همسایه کنگو چون بروندی، روآندا و اوگاندا، استان هایی که مواد خام طبیعی غنی داشتند، مورد غارت قرار گرفتند. تعارض های قومی، سیاسی آن کشورها به داخل کنگو نیز کشیده شد مانند فاجعه نسل کشی در روآندا (درگیری بین اقوام هوتو و توتسی). هم چنان در شرق این کشور گروه های نظامی با دولت مرکزی، سرگرم پیکارند که پیوسته موجب تلفات انسانی است.

ت) فیلیپین: جدایی طلبان اقلیت مسلمان این کشور که تاریخچه آغاز پیکارشان با دولت مرکزی به سال 1970 باز می گردد (Moru)، همچنان برای جدایی قسمت مسلمان نشین فیلیپین که با شبکه ابوسیاف نیز مرتبط می باشند.میجنگند

ث) سودان: در سودان در چند جبهه، جنگ داخلی در جریان است. I) پیکار گروه مسیحی ارتش/ جنبش آزادی خواهی با دولت اسلامی سودان که در شمال است و قرارداد صلحی ناپایدار بینشانبسته شده است. II) جنگ داخلی در منطقه دارفور در غرب کشور که از سال 2003 تا کنون ادامه دارد. گروه شورشی نظامی جان جاوید (سواران مسلح) که با قساوت بسیار، مردم غیرمسلح را می کشند، با ارتش دولت مرکزی در جنگ هستند. در این سه سال دویست هزار نفر کشته و دو ملیون نفر آواره گردیده اند.

ج) نپال: شورشیان مائوییست علیه تنها دولت هندو (درنپال) مشغول پیکارند. حدود 70% جمعیت به خاطر نارضایتی از نظام طبقاتی این دولت هندو با شورشیان همراه می باشند. از آغاز این جنگ تا به امروز سیزده هزار نفر که بیش از نیمی از آن ها غیرنظامی بوده اند، کشته شده اند.

این ها تنها چند نمونه از فجایع بشری است که امروز در جهان در حال رخ دادن است. انعکاس اخبار این کشورها را با نمونه بالا مقایسه کنید. شاید امپریالیسم خبری در این مقایسه بهتر فهمیده گردد.

در خبرها آمد که فیلم «اخراجی ها» فروش بی سابقه ای در تاریخ سینمای ایران داشته است. در اینجا نمی خواهم وارد نقد فیلم که تجلی اعتلای ابتذال است و بازگشت لمپنیسم سطحی فیلم فارسی را نشان می دهد (گویا بیک ایمانوردی آمده است که به جبهه برود و با جوک های قدیمی، تکراری و شوخی های مستهجن از سویی و از سوی دیگر شعارهای عرفانی-اخلاقی مخاطب های مختلف جمع کند) تنها می خواهم به پیوند قدرت و رسانه در کشور خودمان اشاره داشته باشم و آن این است که اگر کسی در پیوند با قدرت حاکم باشد، ولو نامش در زمره فاجعه آفرینان فاجعه ملی 18 تیر در اعلامیه شورای امنیت ملی باشد، برای مطبوعه داشتن و فیلم ساختن، هرچند صلاحیت حرفه ای نداشته باشد، تمام امکانات مهیاست و اجازه شوخی با بسیاری چیزها را دارد که شاید از زبان دیگران حمله به ارزش ها قلمداد گردد.

اگر این فیلم ادای دین به سهم لمپن ها در جنگ تحمیلی است، آیا کسی اجازه دارد در مورد شادروان دکتر کریم سنجابی که با هماهنگی رهبر فقید انقلاب و شور میهن پرستانه خود، در آغاز جنگ یکی از مهم ترین لشگرآرایی ها را که متشکل از هم میهنان غیور کد به ویژه کردان کرمانشاه، انجام داد و با اعتبار و کاریزمایی که در بین آنان داشت، نزدیک ترین عزیزانش را نیز همدوش آنان روانه میدان ساخت، فیلمی بسازد؟ یا در مورد شرکت در جنگ شادروان فروهر و هموندان حزبیشان؟ آیا کسی امروز سراغ خانواده شهیدان فلاحی، نامجو، فکوری، شادروان ظهیرنژاد، همسر شهید سردار حاج همت، شهید سردار باکری می رود که پای سخنان و خاطرات آن ها بنشیند و بشنود و از رسانه اهی سراسری و پرمخاطب پیام آنان را به گوش نسل امروز برساند؟ آیا درد دل های همسران حاج همت و حاج داوود کریمی جایی در رسانه ملی (مثلا!) ندارد؟ آیا دکتر هاشم آغاجری (مردی که یک پا ندارد)، این اجازه را دارد که راوی خاطرات خود و برادر شهیدش از جنگ باشد؟ آیا فیلمسازی می تواند زندگانی شهید عزت ابراهیم نژاد را به صورت فیلم درآورد؟ (نامه جانگداز خانواده او را به مناسبت فیلم اخراجی ها بخوانید) حتی در همین آمریکا که مورد نقد حاکمیت و نیز نیروهای روشنفکر است، که نقد نیروهای روشنفکر نیز کاملا به جاست، مایکل مور قبل از انتخابات اجازه ساختن و نمایش فیلمی صد در صد انتقادی علیه شخصیت اول سیاسی کشور را می یابد، بی آنکه تهدید شود یا فیلمش توقیف گردد. نوآم چامسکی و ادوارد سعید امکان شدیداللحن ترین نقدها را در تریبون های رسمی علیه حاکمیت آمریکا داشتند و دارند حال سردمداران ما چگونه مرگ را تنها برای همسایه روا می دارند؟

منبع:http://sarsar.blogsky.com

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 6:24 توسط محمد حسینی |

 «باغبانا زخــــزان بیخبرت می بینم
وای ازآن روزکه بادت گل رعناببرد»

                                                                                              

اهداف اخبار، اهمیتِ شناسایی رسانه های خبرگزاری وسابقه سیاسی خبرگزاران را درین بازار مکاره وفریبندهِ جهان چور وچپاولِ امروز به هیچ وجه نبایددست کم گرفت.از اخبارورسانه های خبری باید درس عبرت گرفت این رسانه هاراباید شناخت وسپس باعهد وپیمان بلند وشایسته وبااحساس مسؤلیت دربرابروطن به حیث یک انسان آگاه ومردم دوست با غیرت وشهامتِ تمام باید تصمیم گرفت، دهن وقلم این تفرقه اندازان مزدور را بست وشکست، ورنه دراین دوران سراسرناملایمات وامکان هرلحظه وقوع خطرات شوم وپرآشوب جهانی بادرنظرداشت زمینه های مساعد رقت بارِمیراثهای تأسفبار به جا گذاشته از سوی شاهان تبعیضگرو وابسته به قدرتهای سودجو واستعمارگر و عده کثیری اززمامداران عاطل وباطل که وحدتِ بین الاقوامی کشورعزیز مارا به دستوربیگانگان به اندازه محسوس متزلزل نموده اندودارند که هم آهنگی مردمان شریف کشورعزیز و زیبای مارابه تباهی بکشند تبلیغ وتفرقه اندازی بعضی از رسانه های نوپاوعمدأبه جریان گذاشته ازجانب محافل نفاق اندازبرای هموطنان بیرون ازوطن دیگرغیرقابل تحمل گردیده که برای همیش ناکام ونابود باد.

از اواسط سال 1960ترسایی به بعد یعنی درست ازآن زمانیکه خبررسانیهاواطلاعات آغازگردوران جدیدی فرامودرنیته در صحنه جهان گردیدندوجهان رابه تصمیم بدکاران واهریمنان دچارچالشها و دگرگونیهای شگرف وحیرت برانگیزی تبلیغاتی نمودند،باآنکه اگراین پدیده ازیکسو بادرنظرداشت جوانب مثبت ومضامین عالی انسانی آن درسوق وجهت دادن مردمان جهان به سوی درک حقایق وبهره مندیهای بیشمار قابل تمجید وتاءید است، ولی از سوی دیگرو با تأسف فراوان که درعین زمان به ابزارتبلیغات فریبکارانه، دروغ پراگنی وبه بیراهه کشانیدن اجتماعاتِ شگوفای بشری از جانب استکبارهمچنان مورد سؤاستفاده های پیهم وناگسستنی همیشگی قرار گرفت وبرخلاف آرزوهای نیک بشریت وصلح گیتی به سلاح مدهشی مبدل گردید که بدون هیچ شک وتردیدی جوامع را به سوی تباهی های فضایل عالی انسانی وانحراف مردم از مسیر سجایای نیک کشانیدواذهان مردمان گیتی را به سوی دهشت، جنایت وبربریت سوق داد وبه اصطلاح آب گل آلودکردند وماهی گرفتند.تصادفی نبوداگروزیر خارجه پیشین ایالات متحده امریکا مادام البرایت باری به خرسندی تمام نقش رسانه های پیشرفته ودردست داشتن دستگاههای خبری وطنش رابه منزله یک سلاح جدید وموثر برای کشورامریکا درکنار دیگرموسسات دهشت افگن امریکایی« ستون ششم» حفظ منافع آن کشورخوانده بود، وازهمین سبب هم هست که دیگر وطنخواهان وعدالت پسندان ممالک واجتماعات دنیانقش اخبار وموسسات خبرگزاری، شخصیت هاوسوابق سیاسی اجتماعی خبرگزاران را درارتباط با مسایل اوطان وجهان ایشان مخصوصا درین گردابیکه هزاران خطرِ خارهای مغیلان اشغال وبیگانه پرستیهادرسرراه پیشرفت قرار دارد بایداین منابع را دقیقا مورد پرس وپال ودقت قراربدهند وبدون شرط خود را از مرام درپیش گرفته شدهِ همه روزه این تلویزیون ها وانگیزهِ ایجاد این مجموعه های خبری وبازهم مخصوصا تلویزیون مخرب جدیدالاحداث بیست وچارساعته افغانی (ازعرصه چندین ماه) آگاه سازندو سررشته هدایت دهنده این مهم را درهر گوشه ی ازین دنیاکه قرار داشته باشد دریابند، چه کشور ما ازجمله نه تنها گرفتار ضرروخطر هزاران لیل ونهاراستعمارگران منطقه وجهان است بل ازآن بدترکه مادرداخل خاک خود هنوز با دشمنان وحدت اقوام کشور گرفتاریهای زیادی داریم وبه قول غنی کشمیری:

ازدشمن همخانه ضررهاست نهانی     زان خار بیاندیش که درپیرهن افتد. این دیگر در زمان حاضر بیخود وبی جهت وتنها به خاطر پخش چند خبرعادی وچند نوارموسیقی نیست که ازین گوشه وآن گوشه دنیامردم ما آماج تبلیغات نادرست ووحدت شکن بعضی ازین رسانه ها وخبرگزاریها قرارگرفته است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:3 توسط محمد حسینی |

عید قُربان (در عربی: عید الأضحی، در ترکی: Kurban Bayramı) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.

عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال