نگو جایی نداری بروی
این سه مترونیم حیاط خانه ات را هم
درست ندیده ای
دنیا را که نمی توان
در هوای حلزونی این اتاق
سبک ،سنگین کرد
دیوارهای این جهان سر به فـلک هم که برکشد
بیش از این پرده های کیپ عرصه بر نگاه تو تنگ نمی کنند
پرنده ای که پر می کشد از آشیـان
نه آدرسی دارد،
نه شماره پروازی
نه قرار ملاقاتی...
شاخه هیچ درخت ونرده هیچ بالکنی را نیز
به نامش ثبت نکرده اند
بی نام و نشان تر از پرنده که نیستی
این هوای ملس هم که ازفرط زلالی وصافی میانش بکس وباد می کند
خوشبختانه ارث پدری هیچ ... نیست
در انتظار چه نشسته ای ؟
زمان علف خرس نیست عزیزم
هر ثانیه حرام شده اش را باید حساب پس بدهی
حواست نباشد
همین ساعت لکنته دیواری
به نیش عقربه های تیزش
تو را و
اشتیاق مرا
به اجزای موریانه پسند تجزیه می کند
وچشمهایت را می برد
مانند دوتمبر باطل نشده قدیمی
در آلبومی کپک زده می چسباند
نگو کسی به فکرت نیست
ونامت را دنیا از یاد برده است
شاید
دنیا
تویی ومن
ونام ما مهم نیست در جریده عالم
با حروف درشت چاپ شود
همین که جانانه بر لبی جاری شود
تا ابدیت خواهد رفت
نوشته کریستوفرپتن - فرماندار هنگ کنگ از 1992 تا 1997
"داشتن یک مجمع قانونگذاری که آزادانه انتخاب شده باشد بدون وجود مطبوعات آزاد برای گزارش فعالیت های آن بی فایده است . اگر شما نتوانید دولت ها و دولتمردان را مورد سوال قرار دهید به زودی دارای دولتی بد ، فاسد ، زورگو، مستبد و شاید ستم پیشه خواهید شد . برعکس، در جایی که می توان پرسش ها رامطرح کرد، در جایی که تفکرات متنوع و سالم وجود دارد، در جایی که مشت اشخاص بزرگ و پنهان کار فاش می شود، در آنجا شما می توانید دولتی پاسخگو و دولتی شایسته تر داشته باشد
هیچکس، حتی خود مطبوعات، مدعی نیست که آزادی مطبوعات یک امر کمال مطلوب است. با وجود این بدون مطبوعات آزاد ما دچاردردسر می شویم. همانگونه که ادوارد مارو قبل از این که عصر تلویزیون به صورت واقعی تکوین پیدا کند، می نویسد، خوب است به خاطر بیاوریم که آزادی از طریق مطبوعات چیزی است که جلوتر از همه چیز می آید
آزادی از طریق مطبوعات، عبارت خوبی است. چگونه جامعه ای می تواند ادعای آزادی کند، بدون این که بشود گفت در آن جامعه چه می گذرد؟ ؟ از طریق آزادی مطبوعات است که بسیاری دیگر از خصوصیات جامعه آزاد زندگی و معنا پیدا می کنند. بعد از همه تاملات به این نتیجه می توان رسید که انتخاب یک مجلس قانون گذاری، اگر کسی نتواند فعالیت های آن را گزارش دهد فاقد معنا است . بدون جریان آزاد اندیشه ها ، بدون برخورد مستمر عقاید، عقاید گوناگون، چگونه می توانیم امید دستیابی به حقیقت را داشته باشیم؟ ، اندیشه ها باید در گفت و گوی آزاد به محک زده شوند تا بتوانیم ببینیم تا چه حد دوام می آورند، تا حقیقت را از غیر حقیقت تشخیص دهیم . چگونه جامعه ای که این آزادی را ندارد می تواند ادعا کند جامعه ای آزاد است ؟
انتخاب پاکیزه و آزادانه یک مجلس قانون گذاری متکی به خود یکی از ستون های آزاد است که هنگ کنگ آن را گرامی می دارد ولی منحصر به فرد نیست . مطبوعات آزاد به نوبه خود ازهمان درجه اهمیت برخوردارند . همانگونه که می بینید . این آزادی ها با یکدیگر در ارتباطند. آسیب به یکی از آنها به دیگری نیز آسیب می رساند . تقویت یکی باعث استحکام دیگری خواهد شد
هیچ فایده ای از انتخاب آزادانه یک مجلس قانون گذاری ،بدون وجود مطبوعات آزاد برای گزارش فعالیت های آن حاصل نمی شود. اگر نتوانید دولتمردان و دولت ها را مورد سؤال قرار دهید، بزودی نه تنها با دولتی بد ، بلکه با دولتی فاسد، مستبد و شاید ستم پیشه رویرو خواهید شد . برعکس، در جایی که می توان پرسش ها رامطرح کرد، در جایی که تفکرات متنوع و سالم وجود دارد، در جایی که مشت اشخاص بزرگ و پنهانکار فاش می شود، در آنجا شما توانید دولتی پاسخگو و دولتی شایسته تر داشته باشد
خودکامگان این مطلب را از همه بهتر درک می کنند . آنها می دانند که در صورت امکان گزارش ، نقد و افشای اقدامات انجام شد ه درروزنامه و تلویزیون، و بدتر از همه با به طنز کشیدن این اقدامات، نمی توانند مردم را برای مدت طولانی سرکوب کنند. دیکتاتورها و خودکامگان براحتی طنز و شوخی را تحمل نمی کنند.
بنابراین آزادی بیان اولین چیزی است که رژیم های خودکامه سعی در سرکوب آن دارند .آنها کارشان را با فریب مردم شروع می کنند و با فریب خودشان آن را به پایان می رسانند.
برای جوامع آزاد جای این خوشبختی وجود دارد ، که آنها موج آینده را تشکیل نمی دهند، زیرا طبق یک ضرب المثل : "شما می توانید بعضی از مردم را برای مدتی فریب دهید .ولی نمی توانید همه را همیشه بفریبید. خبر خوش این است که فریب مردم حتی برای یک مدت موقت هم دارد سخت تر می شود
در حالی که 40 یا 50 سال پیش تصور می شد تحولات اجتماعی ، تکنولوژی واقتصاد می تواند به استحکام کنترل دولت ها کمک کند ، امروزه چنین به نظر می رسد که عکس این مطلب صادق است. امروز اطلاعات و افکار به صورتی آزادانه تر و گسترده تر مبادله می شوند
شما باید برای سانسورچی امروزی احساس تأسف کنید. او می تواند یک جمله را حذف کند، او می تواند پاراگراف ها را پس و پیش کند، اما هر روز تعداد بیشتری از مردم به ماهواره و ویدئو دسترسی پیدامی کنند. درست است که شما می توانید آنتن های ماهواره ای و ویدئو ها را ممنوع کنید اما هیچ کس تصور نمی کند که بتوانید این کار را برای یک مدت طولانی انجام دهید و در همین خلال ، تعداد بیشتری از مردم به سوی آنتن های ماهواره ای جذب می شوند و افراد بیشتری به دیدن آنچه را که شما ممنوع کرده اید روی می آورند .
تاماس جفرسن زمانی گفت: "آزادی ما به آزادی مطبوعات وابسته است و این آزادی بدون
این که از دست برود قابل محدود شدن نیست
.
.
.
این چیزی است که در هر جامعه ای مصداق دارد.
http://usinfo.state.gov/dd/per_democracy_dialogues/per_free_press/per_free_press_words_essay.html
|
انتخاب سوژه؛ |
|
|
|
|
|
افکارتان را رها کنید و هر چه را به فکرتان می رسد روی کاغذ بیاورید. |
|
|
|
بخش هایی از یک کتاب: |
|
بخش زیادی از اخبار روز خبرهایی است که از قبل میدانستیم قرار است اتفاق بیفتند، مثل نشستی خبری در دولت، دیدار مقامات خارجی، اطلاعیههای سالانه شرکتها و اعلام حکم دادگاهها. اینها را میشود در تقویمی روزانه نوشت و هر سرویسی باید یکی از این تقویمهای روزانه داشته باشد. |
|
|
|
|
|
|
|
برای پوشش خبر میشود از زوایای بسیار گوناگونی وارد شد. نشریات برای انتخاب زاویه دید تمایلات مخاطبان را در نظر میگیرند. به این ترتیب، چیزی که برای نشریه ای جالب است ممکن است برای نشریهای دیگر اصلاً اهمیت نداشته باشد. |
|
|
|
فرض کنید خبرنگار روزنامه محلی پیون تایمز، روزنامهای محلی در ماهاراشتارا هستید. تلفن زنگ می زند و خانمی پشت خط میگوید مسوول امور هماهنگی ستاد مبارزه با تعیین جنسیت جنین است. |
|
|
|
|
|
|
|
اطلاعات جمع کنید تا ارزشش را داشته باشد خبرتان را بخوانند. تحقیق کنید، با آدم های مختلف صحبت کنید (مصاحبه کنید)، منابع و مدارک جمع کنید. |
|
|
|
|
|
|
|
ساده تر است اول فکر کنید و بعد بنویسید. |
|
|
|
آناتومی: |
|
قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره دور و برمان بدانیم قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد ... |
|
|
|
|
|
|
|
برای نوشتن خبر احتیاج به یک نخ دارید. مثل دانه های مروارید که می توانید با نخ آن ها را به هم وصل کنید و گردن بند درست کنید. |
|
|
|
|
|
|
|
دبیر شما با خبری که به دستش می دهید مهارت شما را تخمین می زند. پس، همیشه وقتی خبرتان را تحویل بدهید که کارتان تمام شده باشد که ویرایش نهایی را انجام داده باشید. |
|
|
|
نکته: |
|
هیچ وقت خبرتان را دست کس دیگری ندهید که آن را درست کند. هیچ کسی نباید بیشتر از خود شما برای کارتان وقت صرف کند و انرژی بگذارد و قرار باشد که حواسش از شما جمع تر باشد. |
سكولاريسم از جمله موضوعاتى است كه از منظرهاى مختلف مى توان بدان پرداخت. در اين نوشتار، بنيان هاى دنياگرايى و آن هم از منظر تأثيرگذارترين فيلسوف غربى، ايمانوئل كانت، مطمح نظر است. كانت در نقد عقل محض با تأكيد بر محدوديت شناخت آدمى و در نقد عقل عملى با فروكاستن دين در حد دين طبيعى يا اخلاق از منظر فلسفى پايه گذار مدرنيته و سكولاريسم لقب گرفته است. در دين طبيعى موردنظر كانت بر مؤلفه هاى ذيل تأكيد شده است: درونى و فردى بودن دين، تأكيد بر وجود كليساى نامرئى، الگوناپذيرى رفتارهاى اخلاقى، عدم امكان متهم ساختن افراد به كفر و ارتداد، و بالاخره خدا به مثابه يك فرض تلقى شده است. كوتاه سخن، كانت بر استقلال آدمى در تبيين طبيعت و استقلال اخلاق در حوزه عمل و غايات آدمى تأكيد كرده است كه اين در واقع چيزى جز دنياگرايى نيست.
دنيوى شدن (سكولاريزاسيون) پيشينه درازى دارد، اما اولين بار اين واژه در معاهده وست فالى در سال 1648 به كار رفت. به موجب اين معاهده، سرزمين هاى تحت نظارت كليسا زير سلطه اقتدار سياسى غيرروحانى قرار گرفت. اما به مرور زمان دامنه آن بسط يافت و دنيوى شدن تمام حوزه هاى مهم حيات بشرى اعم از فرهنگى، اقتصادى و سياسى و جز آن را در برگرفت. از اين پس، بخش هايى از جامعه و فرهنگ از اقتدار نهادهاى دينى خارج شد، مناسك و آيين هاى دينى اهميت اجتماعى خود را از دست داد، ارزش هاى جامعه دگرگون شد و ارزش هاى بديل، به جاى آنها نشست و يكباره امور ماوراى طبيعت از جمله خدا جايگاه و منزلت خود را از دست داد. دنيوى شدن يك روند تاريخى است كه زمينه هاى اجتماعى، فرهنگى و دينى بسيارى دارد. در اين فرايند، علم بدون توجه به اصول جزمى كليسا به كار خود ادامه داد و گرايشى در جهت پايه گذارى همه چيز اعم از سياست، علم و فرهنگ بر مبناى روش هاى انسانى، دنيوى و جهانى پديد آمد. در اين دوره، فلاسفه الهيات را به انسان شناسى تقليل دادند و دين ويژگى خود را به عنوان تنها راه فهميدن از دست داد. ديگر انسان چونان خدا يا موجودى معصوم تقديس نمى شد و به محدوديت هاى عقل بشرى توجه بيشترى مبذول شد. به طور كلى، عقلانيت، تفكر انتقادى، ثبات علمى و استقلال فكرى از جمله نتايج دنيوى شدن است. بازگشت به خود و نوخواهى، حذف ميانجى ميان خدا و انسان، دموكراسى، علم پرستى، عقل گرايى، ليبراليسم، اومانيسم، ناسيوناليسم و مدرنيسم هر يك نسبتى با دنيوى شدن دارند.
از نظر پيتر برگر، فرايند عقلانى شدن كه جامع تمام موارد پيش گفته است، عامل اصلى دنيوى شدن محسوب مى شود و بحران باورپذيرى را به وجود مى آورد. چنان كه ذكر شد، دنيوى شدن اولين بار در حوزه اقتصاد رخ داد و در آن يك منطقه آزاد از دين پديد آمد و سپس به سياست تسرى يافت و حكومت از آن پس مشروعيت خود را مرهون دين ندانست. دنيوى شدن در عرصه دين و نهادهاى وابسته به آن به دو شكل متصور است; يكى ترك و رها كردن نهادهاى دينى از قبيل كليسا، و ديگرى هضم نهادهاى دينى در جامعه و از بين رفتن محتواى دينى آنها.
در آغاز بحث بايد اين نكته را متذكر شوم كه دنيوى شدن به رغم شباهت هاى بسيارى كه با دنياگرايى (سكولاريسم)، تقدس زدايى، روحانيت زدايى و مسيحيت زدايى دارد، متفاوت از همه آنها است. چنان كه گفتيم، دنيوى شدن يك روند تاريخى با مبدأ زمانى معين است، در حالى كه دنياگرايى يك ايدئولوژى است كه طرفداران آن آگاهانه ماوراى طبيعت و نهادهاى مربوط به آن را انكار مى كنند. دنياگرايى از زمانى آغاز شد كه رابطه علم و دين رو به تيرگى و خصومت گذاشت. جورج ژاكوب هوليوك، نويسنده كتاب اصول دنياگرايى مهم ترين اصل دنياگرايى را «تلاش براى پيشرفت بشر با بهره گيرى صرف از وسايل مادى» مى داند (تأملاتى جامعه شناسانه درباره سكولارشدن، جليلى، ص13). يكى ديگر از تفاوت هاى دنيوى شدن با دنياگرايى اين است كه دومى نگرش منفى ترى نسبت به دين دارد، در حالى كه دنيوى شدن يك نوع موضع گيرى در مقابل رويكرد افراطى اى است كه به مافوق طبيعت و آن جهان بيشتر اهتمام مىورزد. از اين رو، رو كردن به اين جهان يا به اين عصر، كه ريشه در واژه لاتينى Seculm دارد، مشخصه بارز اين فرايند است. در اين فرايند، نيروهاى قدسى و فوق طبيعى جاى خود را به دستاوردهاى بشرى مى دهد.
با اين كه كانت ذيل دنياگرايى بحثى نكرده، در تمام آثار او خاصه در كتب مربوط به حوزه عقل عملى به ويژه كتاب دين در محدوده عقل تنها بنيان هاى دنياگرايى به خوبى مشهود است. پرسش هاى بسيارى در اين خصوص مطرح است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم. فلسفه كانت اعم از نظرى و عملى چه نقشى در پيدايى و ترويج تفكر سكولار ايفا كرده است؟ كدام يك از افكار وى راه دنياگرايى راهموار كرده ، و زمينه ساز تفكرات متفكران بعدى شده است؟ به طور مشخص تفكر كانت در اين خصوص بر افكار چه اشخاص يا نحله هاى فكرى تاثيرگذار بوده است؟ افكارى نظير اخلاق جهانى ـ كه هانس كونگ مروج آن است ـ يا معنويت و اخلاق منهاى دين كه در عصر حاضر طرفداران بى شمارى دارد، به چه ميزان و به چه شكل از كانت تأثير پذيرفته است؟ مباحث مطرح در زمينه پلوراليزم دينى چه نسبتى با سكولاريسم و بالمآل با تفكر كانت در اين خصوص دارد؟ در اين نوشته، تنها به پاسخ سؤال نخست بسنده مى كنم. سؤال نخست اين بود كه فلسفه كانت اعم از نظرى و عملى چه نقشى در پيدايى و ترويج تفكر سكولار يا دنياگرايى ايفا كرده است؟ ابتدا خلاصه اى از ديدگاه هاى كانت در نقد عقل محض و ارتباط آن با دنياگرايى را پى مى گيرم و آنگاه به آثار كانت در زمينه نقد عقل عملى خواهم پرداخت.
برگرفته ازمرکز مطالعات وتحقیقات ادیان ومذاهب
چندی پیش پانزده ملوان انگلیسی توسط نیروهای نظامی ایران دستگیر شدند و سپس بعد از مدتی کوتاه آزاد گردیدند. به هیچ روی نمی خواهم وارد بحث سیاسی در این مورد شوم، فقط می خواهم به واکنش رسانه ای در قبال این مساله اشاره نمایم.
در تمام مدت این مساله جزو چند خبر اول مهم ترین رسانه های جهانی از کانال تلویزیون و رادیو گرفته تا پایگاه های خبر رسانی اینترنتی و نشریات معتبر قرار گرفت و افکار جهانی را به این مساله معطوف داشت. حال من در این جا به چند خبر درگیری نظامی در برخی کشورها اشاره می کنم:
الف) ترکیه: در سه سال گذشته بیش از هزار نفر در کردستان ترکیه، در اثر درگیری ارتش این کشور با سازمان جانشین PKK، که خودرا کنگراگله می خواند، کشته شده اند.
ب) کلمبیا: چریک های مارکسیست گروه FARK با دولت این کشور همچنان در جنگ است (از سال 1964) این جنگهمچنان از دو طرف کشته می گیرد.
پ) کنگو: پس از جنگ داخلی (از سال 1997 تا سال 2003) دولت دموکرات کنگو و قسمت بزرگی از آفریقای مرکزی دچار ناآرامی گردید. در اثر تعارض های قومی و سیاسی کشورهای همسایه کنگو چون بروندی، روآندا و اوگاندا، استان هایی که مواد خام طبیعی غنی داشتند، مورد غارت قرار گرفتند. تعارض های قومی، سیاسی آن کشورها به داخل کنگو نیز کشیده شد مانند فاجعه نسل کشی در روآندا (درگیری بین اقوام هوتو و توتسی). هم چنان در شرق این کشور گروه های نظامی با دولت مرکزی، سرگرم پیکارند که پیوسته موجب تلفات انسانی است.
ت) فیلیپین: جدایی طلبان اقلیت مسلمان این کشور که تاریخچه آغاز پیکارشان با دولت مرکزی به سال 1970 باز می گردد (Moru)، همچنان برای جدایی قسمت مسلمان نشین فیلیپین که با شبکه ابوسیاف نیز مرتبط می باشند.میجنگند
ث) سودان: در سودان در چند جبهه، جنگ داخلی در جریان است. I) پیکار گروه مسیحی ارتش/ جنبش آزادی خواهی با دولت اسلامی سودان که در شمال است و قرارداد صلحی ناپایدار بینشانبسته شده است. II) جنگ داخلی در منطقه دارفور در غرب کشور که از سال 2003 تا کنون ادامه دارد. گروه شورشی نظامی جان جاوید (سواران مسلح) که با قساوت بسیار، مردم غیرمسلح را می کشند، با ارتش دولت مرکزی در جنگ هستند. در این سه سال دویست هزار نفر کشته و دو ملیون نفر آواره گردیده اند.
ج) نپال: شورشیان مائوییست علیه تنها دولت هندو (درنپال) مشغول پیکارند. حدود 70% جمعیت به خاطر نارضایتی از نظام طبقاتی این دولت هندو با شورشیان همراه می باشند. از آغاز این جنگ تا به امروز سیزده هزار نفر که بیش از نیمی از آن ها غیرنظامی بوده اند، کشته شده اند.
این ها تنها چند نمونه از فجایع بشری است که امروز در جهان در حال رخ دادن است. انعکاس اخبار این کشورها را با نمونه بالا مقایسه کنید. شاید امپریالیسم خبری در این مقایسه بهتر فهمیده گردد.
در خبرها آمد که فیلم «اخراجی ها» فروش بی سابقه ای در تاریخ سینمای ایران داشته است. در اینجا نمی خواهم وارد نقد فیلم که تجلی اعتلای ابتذال است و بازگشت لمپنیسم سطحی فیلم فارسی را نشان می دهد (گویا بیک ایمانوردی آمده است که به جبهه برود و با جوک های قدیمی، تکراری و شوخی های مستهجن از سویی و از سوی دیگر شعارهای عرفانی-اخلاقی مخاطب های مختلف جمع کند) تنها می خواهم به پیوند قدرت و رسانه در کشور خودمان اشاره داشته باشم و آن این است که اگر کسی در پیوند با قدرت حاکم باشد، ولو نامش در زمره فاجعه آفرینان فاجعه ملی 18 تیر در اعلامیه شورای امنیت ملی باشد، برای مطبوعه داشتن و فیلم ساختن، هرچند صلاحیت حرفه ای نداشته باشد، تمام امکانات مهیاست و اجازه شوخی با بسیاری چیزها را دارد که شاید از زبان دیگران حمله به ارزش ها قلمداد گردد.
اگر این فیلم ادای دین به سهم لمپن ها در جنگ تحمیلی است، آیا کسی اجازه دارد در مورد شادروان دکتر کریم سنجابی که با هماهنگی رهبر فقید انقلاب و شور میهن پرستانه خود، در آغاز جنگ یکی از مهم ترین لشگرآرایی ها را که متشکل از هم میهنان غیور کد به ویژه کردان کرمانشاه، انجام داد و با اعتبار و کاریزمایی که در بین آنان داشت، نزدیک ترین عزیزانش را نیز همدوش آنان روانه میدان ساخت، فیلمی بسازد؟ یا در مورد شرکت در جنگ شادروان فروهر و هموندان حزبیشان؟ آیا کسی امروز سراغ خانواده شهیدان فلاحی، نامجو، فکوری، شادروان ظهیرنژاد، همسر شهید سردار حاج همت، شهید سردار باکری می رود که پای سخنان و خاطرات آن ها بنشیند و بشنود و از رسانه اهی سراسری و پرمخاطب پیام آنان را به گوش نسل امروز برساند؟ آیا درد دل های همسران حاج همت و حاج داوود کریمی جایی در رسانه ملی (مثلا!) ندارد؟ آیا دکتر هاشم آغاجری (مردی که یک پا ندارد)، این اجازه را دارد که راوی خاطرات خود و برادر شهیدش از جنگ باشد؟ آیا فیلمسازی می تواند زندگانی شهید عزت ابراهیم نژاد را به صورت فیلم درآورد؟ (نامه جانگداز خانواده او را به مناسبت فیلم اخراجی ها بخوانید) حتی در همین آمریکا که مورد نقد حاکمیت و نیز نیروهای روشنفکر است، که نقد نیروهای روشنفکر نیز کاملا به جاست، مایکل مور قبل از انتخابات اجازه ساختن و نمایش فیلمی صد در صد انتقادی علیه شخصیت اول سیاسی کشور را می یابد، بی آنکه تهدید شود یا فیلمش توقیف گردد. نوآم چامسکی و ادوارد سعید امکان شدیداللحن ترین نقدها را در تریبون های رسمی علیه حاکمیت آمریکا داشتند و دارند حال سردمداران ما چگونه مرگ را تنها برای همسایه روا می دارند؟
منبع:http://sarsar.blogsky.com
اهداف اخبار، اهمیتِ شناسایی رسانه های خبرگزاری وسابقه سیاسی خبرگزاران را درین بازار مکاره وفریبندهِ جهان چور وچپاولِ امروز به هیچ وجه نبایددست کم گرفت.از اخبارورسانه های خبری باید درس عبرت گرفت این رسانه هاراباید شناخت وسپس باعهد وپیمان بلند وشایسته وبااحساس مسؤلیت دربرابروطن به حیث یک انسان آگاه ومردم دوست با غیرت وشهامتِ تمام باید تصمیم گرفت، دهن وقلم این تفرقه اندازان مزدور را بست وشکست، ورنه دراین دوران سراسرناملایمات وامکان هرلحظه وقوع خطرات شوم وپرآشوب جهانی بادرنظرداشت زمینه های مساعد رقت بارِمیراثهای تأسفبار به جا گذاشته از سوی شاهان تبعیضگرو وابسته به قدرتهای سودجو واستعمارگر و عده کثیری اززمامداران عاطل وباطل که وحدتِ بین الاقوامی کشورعزیز مارا به دستوربیگانگان به اندازه محسوس متزلزل نموده اندودارند که هم آهنگی مردمان شریف کشورعزیز و زیبای مارابه تباهی بکشند تبلیغ وتفرقه اندازی بعضی از رسانه های نوپاوعمدأبه جریان گذاشته ازجانب محافل نفاق اندازبرای هموطنان بیرون ازوطن دیگرغیرقابل تحمل گردیده که برای همیش ناکام ونابود باد.
از اواسط سال 1960ترسایی به بعد یعنی درست ازآن زمانیکه خبررسانیهاواطلاعات آغازگردوران جدیدی فرامودرنیته در صحنه جهان گردیدندوجهان رابه تصمیم بدکاران واهریمنان دچارچالشها و دگرگونیهای شگرف وحیرت برانگیزی تبلیغاتی نمودند،باآنکه اگراین پدیده ازیکسو بادرنظرداشت جوانب مثبت ومضامین عالی انسانی آن درسوق وجهت دادن مردمان جهان به سوی درک حقایق وبهره مندیهای بیشمار قابل تمجید وتاءید است، ولی از سوی دیگرو با تأسف فراوان که درعین زمان به ابزارتبلیغات فریبکارانه، دروغ پراگنی وبه بیراهه کشانیدن اجتماعاتِ شگوفای بشری از جانب استکبارهمچنان مورد سؤاستفاده های پیهم وناگسستنی همیشگی قرار گرفت وبرخلاف آرزوهای نیک بشریت وصلح گیتی به سلاح مدهشی مبدل گردید که بدون هیچ شک وتردیدی جوامع را به سوی تباهی های فضایل عالی انسانی وانحراف مردم از مسیر سجایای نیک کشانیدواذهان مردمان گیتی را به سوی دهشت، جنایت وبربریت سوق داد وبه اصطلاح آب گل آلودکردند وماهی گرفتند.تصادفی نبوداگروزیر خارجه پیشین ایالات متحده امریکا مادام البرایت باری به خرسندی تمام نقش رسانه های پیشرفته ودردست داشتن دستگاههای خبری وطنش رابه منزله یک سلاح جدید وموثر برای کشورامریکا درکنار دیگرموسسات دهشت افگن امریکایی« ستون ششم» حفظ منافع آن کشورخوانده بود، وازهمین سبب هم هست که دیگر وطنخواهان وعدالت پسندان ممالک واجتماعات دنیانقش اخبار وموسسات خبرگزاری، شخصیت هاوسوابق سیاسی اجتماعی خبرگزاران را درارتباط با مسایل اوطان وجهان ایشان مخصوصا درین گردابیکه هزاران خطرِ خارهای مغیلان اشغال وبیگانه پرستیهادرسرراه پیشرفت قرار دارد بایداین منابع را دقیقا مورد پرس وپال ودقت قراربدهند وبدون شرط خود را از مرام درپیش گرفته شدهِ همه روزه این تلویزیون ها وانگیزهِ ایجاد این مجموعه های خبری وبازهم مخصوصا تلویزیون مخرب جدیدالاحداث بیست وچارساعته افغانی (ازعرصه چندین ماه) آگاه سازندو سررشته هدایت دهنده این مهم را درهر گوشه ی ازین دنیاکه قرار داشته باشد دریابند، چه کشور ما ازجمله نه تنها گرفتار ضرروخطر هزاران لیل ونهاراستعمارگران منطقه وجهان است بل ازآن بدترکه مادرداخل خاک خود هنوز با دشمنان وحدت اقوام کشور گرفتاریهای زیادی داریم وبه قول غنی کشمیری:
ازدشمن همخانه ضررهاست نهانی زان خار بیاندیش که درپیرهن افتد. این دیگر در زمان حاضر بیخود وبی جهت وتنها به خاطر پخش چند خبرعادی وچند نوارموسیقی نیست که ازین گوشه وآن گوشه دنیامردم ما آماج تبلیغات نادرست ووحدت شکن بعضی ازین رسانه ها وخبرگزاریها قرارگرفته است.
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم میکنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال